على محمدى خراسانى
187
شرح كفاية الأصول (فارسى)
جنابش سبب استحقاق عقاب است . قرب و بعد ، مخصوص اطاعت و معصيت واجب نفسى و امر استقلالى است و گرنه اطاعت امر غيرى و انجام مقدّمات ، قطعنظر از ذى المقدّمه ، اطاعت مولى و مقرّب به سوى او نيست تا ثواب داشته باشد و معصيت و ترك مقدّمه با قطعنظر از واجب نفسى ، مبعّد از مولى نيست تا مؤاخذه و عقاب داشته باشد . ازاينرو ناگزير شديم از ظواهر آن آيات و روايات صرفنظر كرده و به تنزيل مزبور تن دردهيم . قوله : اشكال و دفع : بدنبال مطلبى كه در تذنيب اوّل گفته شد ، دو اشكال مهم مطرح مىشود كه اشكال اوّل مستقيما مربوط به مطلب مزبور مىباشد . اشكال دوّم هم به موقع مطرح مىشود . اشكال اوّل : گفتيم كه امر مقدّمى استقلالا داراى اطاعت و امتثال نيست ( چه اينكه داراى معصيت و مخالفت هم نيست ) و بدنبال آن استقلالا داراى قرب نبوده و ما را به مولى نزديك نمىكند ( چه اينكه داراى بعد هم نبود ) و بدنبال آن استقلالا موجب مثوبت و استحقاق ثواب نيست ( چنان كه موجب عقوبت هم نبود . ) مستشكل مىگويد كه اگر امتثال امر مقدمى و غيرى ، موجب استحقاق ثواب نيست پس چگونه است كه برخى از مقدّمات كه طهارت ثلاث باشد استقلالا داراى ثواب هستند و بر اتيان آنها ثواب مترتّب است ؟ آيا دربارهء خصوص طهارت ثلاث ( وضو و غسل و تيمّم ) قاعدهء مزبور نقص شده است ؟ اشكال دوّم : ترديدى نيست در اينكه امر مقدّمى ، يك امر توصّلى است و تمام غرض از اين امر توصّل و رسيدن به ذى المقدّمه است و اينكه به چه قصدى انجام شود ، مهم نيست . حال اگر امر مقدّمى توصّلى است ، پس چگونه است كه خصوص طهارت ثلاث تعبّدى هستند و عباديّت دارند و حتما بايد به قصد قربت اتيان شوند ؟ آيا قانون توصّلى بودن در اين مورد نقض شده است ؟ قوله : و امّا الثانى : در جواب به دو اشكال مزبور ، چهار راه حلّ ارائه شده است : راه اوّل تحقيق خود صاحب كفايه است : اصولا طهارات ثلاث پيش از آنكه مقدّمهء واجبى ( از قبيل نماز و طواف و صوم و . . . ) قرار بگيرند ، ذاتا داراى استحباب نفسى بوده و